عزیزم روزگاران برد یارم     به دست باد داده اختیارم

نمی دانم کجا باید بنالم      شکایت بهر کی باید گذارم

کدامین قبله را باید ببوسم      کجا از غربت شبهام نویسم

تو را از چرخ گردون پس بگیرم      درون سینه، نه بر سر بگیرم